آموزش هنرهای رزمی-دفاعی (تصویری)

هوش عاطفی در زندگی روزمره چه کاربردی دارد؟ (راهنمای کامل)

هوش عاطفی یا هوش هیجانی چیزی فراتر از یک سری رویکرد و راهبرد برای عملکرد بهتر و مدیریت احساساتمان است. وقتی صحبت از هوش عاطفی می شود، ما واقعا درباره کسب آگاهی عاطفی قابل اتکا برای برقراری ارتباطات بهتر و مستحکم تر صحبت می کنیم. علاوه بر این، برخورداری از هوش عاطفی راهیست قدرتمند برای اینکه خودمان را ایمن تر، موفق تر، مولدتر و خوشحال تر ببینیم.

همه ما درباره هوش عاطفی چیزهای زیادی شنیده ایم. اسم این عبارت به گوش همه مان خورده است و در این زمینه به مواردی هم برخورد کرده ایم؛ چه در مدرسه و چه در دانشگاه یا محل کار. خیلی ها هم این جمله معروف روانشناسی به نام دنیل گلمن (Daniel Goleman) را شنیده اند که می گوید: “رمز دستیابی به بهره هوشی جمعی بالا، هماهنگی اجتماعیست”.

حتما بخوانید: ۳۰ تا از بهترین روشهای گیاهی افزایش هوش و حافظه طبق جدیدترین تحقیقات

ولی در واقع مدتها قبل از آن که دنیل گلمن در سال ۱۹۹۵ کتاب مشهورش با عنوان “هوش عاطفی” را منتشر کند، شخصی به نام مایکل بلدوچ (Michael Beldoch) هوش عاطفی را به جهان علم معرفی کرد.

مایکل در زمینه ارتباطات و حساسیت های عاطفی، پیامدهایشان و نحوه تعیین روابط و شخصیت ما صحبت کرد. از آن زمان تا کنون، پیشرفت های چشمگیری در این زمینه اتفاق افتاده و رویکردها و نقدهای مختلفی در مورد هوش عاطفی ارائه شده است.

خیلی از کارشناسان عقیده دارند که هیچ نوع چالش و سختی علمی در هوش عاطفی وجود ندارد و نمی توان آن را نوع دیگری از هوش دانست. در عوض آنها به هوش عاطفی به چشم حوزه دیگری از هوش نگاه می کنند، نه نوع دیگری از آن. با همه اینها و صرف نظر از اینکه نظریه دنیل گلدمن چه ایراداتی دارد، هوش عاطفی به عنوان یک دیدگاه روانشناختی، اجتماعی و انگیزشی تأثیر غیرقابل انکاری در زندگی همه ما داشته است.

حتما بخوانید: برای تقویت مغز خود این ۱۰۰ کار را انجام دهید (جدیدترین تحقیقات دنیا)

هوش عاطفی باعث بهبود کیفیت زندگی، روابط ما با دیگران، نحوه درک و نگرشمان نسبت به خودمان و حتی عملکردمان در محل کار می شود. ما حتی می توانیم بگوییم این رویکرد باید به برنامه درسی دانش آموزان در مدرسه اضافه شود چرا که با استفاده از هوش عاطفی می توان فرزندان شایسته تر، سالم تر و شادتری پرورش بدهیم. این آگاهی عاطفی کلید بهبود زندگی شخصی و اجتماعی ماست. در ادامه دلیل این مساله را توضیح خواهیم داد.

۱-هوش عاطفی کلید زندگی رضایت بخش تر است

به خیلی از ما از دوران کودکی محدودیت های عاطفی و احساسی یاد داده می شود. حتی بدون اینکه دلیل خیلی چیزها را بدانیم آنها را از معلم ها و والدینمان یاد می گیریم؛ چیزهایی مثل: “گریه نکن، تو دیگه بزرگ شدی”، “اگه عصبانی هستی خشمت رو نگه دار” یا “تو همه چیز رو خیلی جدی می گیری”.

توجه و حساسیت ناچیز به دنیای عاطفی و احساسی، هم روی خودمان تاثیر می گذارد، هم روی دیگران و هم روی شرایط و موقعیتی که در آن هستیم. در خیلی از محیط های خانوادگی هنوز به صورت جدی افراد به ابراز احساسات ترغیب و تشویق نمی شوند.

حتما بخوانید: ۲۰ راهکار ساده برای باهوش‌تر شدن (علمی و ثابت شده)

در محیط های کاری هم می توانیم این فقدان را مشاهده کنیم؛ جایی که ساختارهای سلسله مراتبی همچنان روی افراد و رفتارهایشان تسلط دارند. این سلسله مراتب از سمت مدیران ایجاد شده اند تا کارها سریع تر انجام شوند ولی از طرفی هم باعث می شوند محیط کاری به فضایی استرس زا تبدیل شود.

دکتر گلدمن به ما یادآوری می کند که هوش عاطفی در هر رابطه ای کاملا حیاتی و ضروری است. علاوه بر این هوش عاطفی یک هدف اساسی را دنبال می کند: “ارائه یک زندگی رضایت بخش تر به ما”. اگر دلتان می خواهد بدانید چطور باید از هوش عاطفی استفاده کنید خواندن این مطلب را ادامه بدهید.

چرا افرادی که هوش عاطفی بالایی دارند شادترند؟

تصور کنید که هوش عاطفی درست مثل یک آنتن است؛ آنتی با بازخورد مضاعف: داخلی و خارجی. به لطف وجود این آنتن ما می توانیم خودمان را بهتر بشناسیم. علاوه بر این با کمک هوش عاطفی می توانیم احساسات و عواطف دیگران را هم بهتر و بیشتر بشناسیم.

  • به لطف هوش هیجانی خودآگاهی بیشتری داریم.
  • می توانیم احساساتمان را هم بهتر مدیریت کنیم.
  • با کمک هوش عاطفی می توانیم هم از نظر عاطفی و هم از نظر شناختی همدلی بیشتری ایجاد کنیم.
  • با وجود هوش عاطفی تعهد بیشتری نسبت به خودمان احساس می کنیم.
  • از نظر اجتماعی آگاه تر می شویم.

به قول دنیل گلمن: “نگاه مستقیم به چشم های دیگران، درهای همدلی را به روی ما می گشاید“.

۲-مهارت های هوش هیجانی در محیط کار استفاده می شوند

الگوی محیط های کاری روز به روز در حال تغییر است. پیشرفت هایی مثل “اقتصاد گیگ” (gig economy) یا وجود اتوماسیون در خیلی از مشاغل باعث شده متخصصان درباره یک چیز کاملا مشخص به ما هشدار بدهند: در آینده دانش فنی به اندازه الان ارزشمند نخواهد بود و مهارت های شخصی جای آن را می گیرد.

بنابراین می توان نتیجه گرفت که بخش های اصلی اقتصاد خودکار از مهارت هایی مثل خلاقیت، تفکر انتقادی، شوخ طبعی و هوش عاطفی تشکیل می شوند. این مساله به این معناست که افراد شاغل می توانند روی مواردی که تا کنون نادیده می گرفتند و از جمله هوش عاطفی شان تمرکز کنند تا بهره وری شان را افزایش بدهند.

حتما بخوانید: هوش مالی چیست و جدیدترین روشهای تقویت آن با سرعت هر چه تمامتر!

با استفاده از هوش عاطفی در محیط کار می توانید روی مهارت های زیر کار کنید:

خودآگاهی

  • آگاهی عاطفی: چگونگی شناخت احساسات خودمان و افراد اطرافمان در هر زمان.
  • خود ارزیابی عاطفی: آگاهی از اینکه چطور نقاط قوت و محدودیت های خودمان را بشناسیم.
  • اعتماد به نفس

خود تنظیمی

  • خودکنترلی: توانایی کنترل در شرایط بحرانی
  • قابلیت اطمینان و اعتماد: اهمیت صادق بودن و صداقت داشتن
  • سازگاری: انعطاف پذیری لازم برای پذیرش تغییر
  • نوآوری: اهمیت پذیرش و ترویج ایده ها و رویکردهای جدید

انگیزه

  • دستیابی به تعالی با تمایل و گرایش به موفقیت
  • متعهد به اهداف سازمان
  • امید و ابتکار عمل
  • خوشبین بودن و تداوم داشتن

۳-هوش عاطفی نوعی “سوخت” برای پرورش کودکان است

هوش عاطفی ابزار مهمیست که باعث ایجاد روابط بهتر بین کودکان با خانواده و همسالانشان می شود. علاوه بر این هوش عاطفی می تواند چشم انداز متعادل تری از زندگی و فرصتی بهتر برای دستیابی به پتانسیل های دانش آموزان در مدرسه برایشان فراهم کند.

در نهایت اینکه آگاهی از نحوه مدیریت و درک دنیای عاطفی خودمان به معنای داشتن توانایی استثنایی برای یادگیری، تمرکز، حافظه، کنترل سرخوردگی و غیره است. دنیل گلدمن در این خصوص می گوید: “توانایی بیان احساسات شخصی خودمان یکی از مهارت های اساسی اجتماعی محسوب می شود”.

حتما بخوانید: ۱۰ تا از جدیدترین آزمون های تست هوش دنیا که شما را در کمتر از ۱۴ دقیقه می سنجند!

از طرف دیگر، ویلیام اسلر پزشک مشهور قرن نوزدهم هشدار جالبی در این زمینه به ما می دهد. او می گوید کودکانی که از احساسات به عنوان زبان اولشان استفاده می کنند دنیا را از این طریق درک می کنند، با احساساتشان ارتباط برقرار می کنند، چیزهای مختلف را می خواهند، خودشان را ابراز می کنند و به این وسیله تعامل برقرار می کنند و دنیا را می کاوند. به همین شکل آنها وجدان و باطنشان را توسعه می دهند.

بنابراین وظیفه ماست که راهنما، میانجی گر و مترجم کودکانمان باشیم چون در غیر اینصورت احساساتی مثل ناامیدی آنها را در بزرگسالی شان محدود می کند.

نکات مهم در مورد آموزش هوش عاطفی به کودکان

هوش عاطفی ما را از مزایای ویژه ای برخوردار می کند و همین مزایا باعث می شوند آموزش این مساله را بخشی از روند زندگی روزمره فرزندانمان بدانیم. این مزایا بذر قدرت و بهزیستی هستند که باید آنها را در قلب و ذهن کودکانمان بکاریم.

  • شناسایی احساسات شخصی: کودکان از سنین پایین باید یاد بگیرند همه احساساتشان را به خوبی بشناسند، آنها را تفکیک، برچسب گذاری و نامگذاری کنند.
  • مدیریت احساسات شخصی: همزمان با رشد و بالغ شدن کودک، او باید مهارت های صحیح برای مدیریت و کنترل احساساتش را یاد بگیرد.
  • خود انگیزشی (Self-motivation): استراتژی اساسی و مهم دیگری که کودک باید آن را یاد بگیرد هدایت عواطف و احساساتش به سمت یک هدف مشخص و ایجاد انگیزه در خودش است.
  • همدلی: شناخت احساسات دیگران در هوش عاطفی نقش اساسی و مهمی ایفا می کند. احساسات و عواطف دیگران را می توان از نشانه های کلامی و غیر کلامی آنها دریافت کرد.

در آخر اینکه نباید از نقش تشویق و ترغیب کودکان برای برقراری تعامل بین فردی غافل شد. مخصوصا اینکه باید این کار را به نحو احسن انجام بدهیم. اینجاست که آنها جرأت حل و فصل اختلافات در زندگی روزمره شان را یاد می گیرند.

حتما بخوانید: ۱۴ ویژگی افراد باهوش که از نظر علمی ثابت شده است

به عنوان یک نتیجه گیری کلی می توان گفت هوش عاطفی زندگی ما را تغذیه و احیا می کند. چرا؟ چون این امر روی همه ابعاد و جوانب زندگی ما اثر می گذارد. بیایید اجازه بدهیم هوش عاطفی در بادبان های کشتی زندگی مان بوزد و ما را به سمت تغییرات مثبت و شگفت انگیز پیش ببرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا