درمان بیماری های شایع روانی

رایج ترین عوامل ترس در انسان، انواع و روش مدیریت (از نظر علمی)

koli

احتمال بروز درد یا یک اتفاق غیر قابل تشخیص باعث ترس می شود. آمیگدال ها ارگان هایی در سیستم لیمبیک، چنین احتمالاتی را تشخیص داده و سیگنال هایی را به وجود می آورند که احساس ترس را ایجاد می کنند، و این فعالیت های اجتنابی را انجام می دهند. برخلاف مغز منطقی، احساسات باعث ایجاد انواع نگرش ها و رفتارهای غریزی می شوند.

هر یک از این احساسات توسط مغز لیمبیک انتخاب می شود تا یک شرایط خاص در زندگی را برآورده کند. احساسات عصبانیت روی نگرش ها و رفتارهایی تاثیر می گذارد که از رویارویی حمایت می کنند. از طرف دیگر ترس با یادآوری تصاویر ترسناک، آماده سازی بدن برای پرواز و سیگنال دادن فعالیت های اجتنابی یا هدایت کردن عضلات به سمت خشک شدن و عدم تحرک یا فرار، به شرایط پاسخ می دهد.

حتما بخوانید: 4 حرکت یوگا جهت ارتقای آرامش (برای افراد مبتدی-متوسط)

ترس فورا عمل می ‌کند و مثلا قبل از این که بتوانید به لبه پرتگاه بروید، ماهیچه‌ های شما را منقبض می‌ کند. در حالی که سیگنال ‌های ترس به سرعت عمل می‌ کنند تا از خطر اجتناب کنند، هنگامی که خطر اجتناب ناپذیر باشد شدت می یابند.

در چنین شرایطی سیگنال های ترس باعث می شوند تا تفکر آگاهانه مهار شود و جست و جوهای ناخودآگاه را برای مسیرهای فرار تنظیم کند، در حالی که بدن را برای در جا خشک شدن، فرار یا دفاع از خود آماده می کند. جست و جوهای ناخودآگاه، تصاویری از نتایج شکست را بررسی می‌ کنند. عدم وجود راه های فرار باعث افزایش احساس ترس می شود. تصاویر یادآوری شده، نیاز به فرار و آماده سازی بدن برای استرس در کنار هم ناخوشایند است.

خلاصه ای از نکات این مبحث

  • ترس که توسط آمیگدال ایجاد می شود، یکی از ابتدایی‌ ترین مکانیزم‌ های زنده ماندن است.
  • بخش بزرگی از ترس واکنش به وحشت از تجربیات دردناک در زندگی است.
  • ترس زنجیره ای از وقایع بیولوژیکی را در بدن ایجاد می کند که ذهن را درگیر می کند.
  • حملات مداوم ترس منجر به بسیاری از مشکلات سلامتی می شود.
  • ترس ناشی از وقایع مضر تاریخی، تجربیات درد و ناشناخته ها است.
  • ترس با واکنش یکه خوردن و وحشت آغاز می شود.
  • ترس در واقع یک واکنش منسوخ در دنیای مدرن است.
  • ترس منجر به بسیاری از رفتارهای ناخودآگاه می شود.
  • دانشمندان مواد شیمیایی را کشف کرده اند که ممکن است بتواند اثر ترس بیش از حد را کاهش دهد.
  • خود آگاهی، کلید مقابله با ترس است.

آیا یک الگوریتم می تواند موجب کنترل ذهن شود؟

من پزشک نیستم بلکه مهندس هستم. در سال 1989، ذکر کردم که چگونه روش ElimINATION یک سیستم متخصص هوش مصنوعی می تواند پرده از راز دیرینه ذهن بردارد. چگونه پزشک می تواند بیماری X را از میان 8000 بیماری دیگر فورا تشخیص دهد؟ چگونه ذهن پزشک می تواند یک بیماری منفرد را از تریلیون ارتباط ممکن در کم ‌تر از نیم ثانیه جدا کند؟

این لیست بر اساس 6 مقدمه جدید منحصر به فرد می تواند توضیح دهنده آن مضمون باشد و نمای جدیدی را در ذهن آشکار می کند:

اول، کل دانش و اطلاعات موجود و آموخته شده در دسترس برای پزشک فقط می تواند به عنوان داده های ذخیره شده و بازیابی شده در 100 میلیارد نورون در مغز او موجود باشد. ادراک، احساسات و فعالیت های بدنی پزشک فقط با ایجاد تحریک از طریق آکسون های این سلول های عصبی امکان پذیر است.

دوم، پشته ها یا هیلوک آکسون می توانند این دانش را به عنوان خاطرات ترکیبی ذخیره کنند. در راس خروجی آکسونال هر نورون، هیلوک آکسون آن قرار دارد که هزاران ورودی از سلول های عصبی دیگر را دریافت می کند. شناخته شده است که هر هیلوک در 5 میلی ثانیه یک تصمیم گیری عصبی محوری در مورد ورودی های دریافت شده دارد. این امر می تواند هر ترکیب دریافتی جدید را ضبط کند و به حافظه خود اضافه کند. در صورت یادآوری ترکیبی، هیلوک می توانست ایمپالس آتش را انتخاب کند. اگر این گونه نباشد، می تواند ایمپالس های مهاری بیش تری انتخاب کند. این گزینه ها و ضبط ها می توانند هوشیاری آکسون را فعال کنند. هوش می ‌تواند استفاده زمینه ‌ای از دانش ذخیره ‌شده باشد.

سوم، ترکیبات شناخته شده ترین نوع رمزگذاری طبیعت هستند. علم، خاطرات عصبی فراهم ‌شده توسط ترکیب میلیون ‌ها بو را گزارش کرده ‌است. هر هیلوک آکسون از لحاظ ریاضی قادر به پردازش ترکیب های بیش تر از ستارگان موجود در آسمان است. هر ترکیب دریافتی که توسط یک هیلوک آکسون ذخیره می شود می تواند یک پیوند جدید برای دانش ذهن باشد. هیلوک های خاص آکسون در مغز پزشک می تواند کل دانش او در مورد پیوندهای D / S را به عنوان ترکیباتی که به یاد می آورد، ذخیره کند.

چهارم، ارتباطات لحظه ای جهانی یک واقعیت عملی در عصر تماس ‌های بین ‌المللی است. پزشک علائمی را مشاهده می کند. در مشاهدات در لحظه او، انتقال ترکیبی از طریق باز خورد و پیوندهای رو به جلو مغز او می تواند تمام علائم مربوط به D / S آکسون را از وجود این علائم آگاه سازد. و تنها پیوند D / S بیماری X می تواند این ترکیب را به یاد بیاورد و این علائم را تشخیص دهد.

پنجم، به علت عدم تشخیص نشانه‌ ها، تمام سایر بیماری های مرتبط با D / S را می ‌توان بلافاصله مهار کرد. پیوند D / S در بیماری X می ‌تواند به آتش ادامه دهد. با تایید این تشخیص، پیوند D / S در ذهن پزشک، درمان، بیماران و علائم بیماری X را یادآوری خواهد کرد و تشخیص بیماری را تایید می‌ کند. به این ترتیب، هیلوک های منطقی آکسون می توانند به پزشک این امکان را دهند که بیماری X را از میان 8000 بیماری دیگر در کم تر از یک ثانیه تشخیص دهد.

ششم، مناطق خاصی از مغز به عنوان ورودی های حسی، شناسایی اشیاء و رویدادها، تحریک احساسات و ارائه پاسخ حرکتی شناخته می شوند. هیلوک های آکسون در آن مناطق می توانند به صورت منطقی به ورودی ها پاسخ دهند و این عملکردها را فعال می سازند. هیلوک های آکسون آمیگدال می توانند خاطرات تهدیدات در طول زندگی یا درگیری های گذشته را ذخیره کنند. دیدن یک مار می تواند باعث ایجاد علائم ترس از هیلوک های ارگان شود. این سیگنال ها می توانند باعث ایجاد یک پرواز انعکاسی یا واکنش های خشک شدن از سایر هیلوک های آکسون در مناطق حرکتی شوند.

در نهایت، عقل سلیم می تواند چنین واکنش های انعکاسی را طبق روال برای آگاهی از خود، همان طور که در این جا پیشنهاد شده است آرام کند. قضاوت صحیح می ‌تواند ذهن را با بیمار کردن و کنترل آن، تشدید کند. اندوه و گناه نیازی به تجربیات خرد کننده ندارد. دلیل و منطق می تواند ابزاری برای تسخیر ترس باشد؛ برای فرار از اعماق ناامیدی ناگهانی، برای جلوگیری از نارضایتی از زندگی، برای اجتناب از ناامیدی از فقدان معنا در زندگی. این کارهای روزمره برای کنترل موثر ذهن هزاران نفر سودمند است.

آیا سیگنال های خطر آمیگدال قابل تشخیص است؟

در آغاز زندگی اولیه، طبیعت آمیگدال ها را به عنوان اندام های هدف خاص در مغز برای به یاد آوردن و پاسخ دادن به سیگنال های خطر ایجاد کرد. آن ها به سیگنال های حسی که همراه با حوادث دردناک گذشته بودند، حساس می شوند. چنین حساسیتی در آمیگدال حیوانات به طور گسترده ای تایید شده است. در آزمایشات معمولی، یک موش در معرض شوک الکتریکی دردناک همراه با صدا قرار می‌ گیرد.

بعدا، هنگامی که فقط صدا شنیده می شود، آمیگدال آن سیگنال های ترس را آتش می کند. چنین تجربه های دردناکی موجب ایجاد “مدارهای شماره گیری سریع (LTP)” شد، که بعدا بلافاصله به سیگنال صوتی مرتبط پاسخ دادند. اعضای بدن نسبت به چنین سیگنال هایی بسیار حساس شدند. به عنوان مثال در مهره داران این اندام ها اجزای اولیه مغز ماهی، دوزیستان، خزندگان، پرندگان و پستانداران بودند. به عنوان مکانیسم اولیه پاسخ دفاعی، آمیگدال ها الگوهای خطر را به رسمیت می شناسند و حیوانات را مجبور به جنگ، سر جا خشک شدن یا فرار می کنند.

چگونه هراس و هراس افکنی (Terror) با وحشت (Horror) تفاوت دارد؟

ترس با افزایش سطوح نگرانی، اضطراب، بیم، هراس، وحشت زدگی و پانیک بیان می شود. این سطوح با قریب ‌الوقوع بودن خطر مشخص می شوند. نگرانی و اضطراب با پیش بینی آسیب دیدن در آینده برانگیخته می شود. بیم، هراس و وحشت زدگی مربوط به زمان حال است. در بالاترین سطح، هراس و وحشت زدگی مردم را تحت الشعاع خود قرار می دهد و باعث می شود انتخاب های غیر منطقی انجام دهند.

در حالی که هراس یک خطر قریب الوقوع است، وحشت یک تجربه بیمار گونه و دردناک است. وحشت احساسی است که اساس آمیگدال را پایه گذاری می کند تا زمینه های حوادث دردناک را حس کند. آمیگدال ها تصاویر، صداها، کلمات و موقعیت هایی را به یاد می آورند که همراه با وحشت از جراحت، تمسخر، طرد اجتماعی، از دست دادن عزیزان یا عدم موفقیت شغلی است. متعاقبا تشخیص هرگونه سیگنال مرتبط، باعث ترس می شود؛ اغلب بدون این که فرد علت ترس را بداند.

پاسخ بدن به خطر چیست؟

با دریافت سیگنال های ترس از آمیگدال، هیپوتالاموس به صورت انعطاف پذیر اقدام به کنترل عملکردهای تولید مثلی، رویشی، غدد درون ریز، هورمونی، احشایی و فعالیت های ارادی می کند. تنفس، هضم، گردش خون، فعالیت مغز و جریان مایعات بدن فورا تحت تاثیر قرار می گیرند. سیگنال های آمیگدال باعث گشاد شدن مردمک چشم ها شده و فرکانس موج مغز را افزایش می دهند.

آن ها باعث می شوند موها سیخ بایستند. بزاق را کاهش داده و دهان را خشک می کنند. باعث تعریق و کاهش مقاومت در پوست می شوند. جریان خون محیطی را کاهش داده و باعث سرد شدن دست ها می شوند. این سیگنال ها تنفس را سرعت بخشیده و لوله های برونش را گشاد می کنند تا هوای بیش تری به ریه ها وارد شود. عضلات معده را سفت می کنند، هضم را کند می کنند و سیستم دفعی را تعطیل می کنند. بعلاوه اسید معده را افزایش می دهند و باعث اسهال می شوند.

سیگنال ها به غده فوق کلیوی می روند، که کورتیزول تولید می کند و باعث افزایش تولید گلوکز می شود که سوخت اضافی برای عضلات و مغز برای مقابله با استرس احتمالی فراهم می کند. سیگنال ها فشار خون را افزایش می دهند، قند را در خون آزاد می کنند و تمایل به لخته شدن خون را افزایش می دهند. سیگنال ها گلبول های قرمز را افزایش می دهند. عضلات خلفی را منقبض می کنند و باعث لرزش دست و بدن می شوند. رگ های خونی را به عضلات اسکلتی متصل می کنند تا جریان خون بیش تر شود و عملکرد سیستم ایمنی بدن را کند می کنند.

اثرات طولانی مدت استرس چیست؟

فقدان مداوم مسیرهای فرار از خطر منجر به ترس شدید از اضطراب می ‌شود که ضربان قلب و فشار خون را به مرور زمان افزایش می دهد. اعتقاد بر این است که چنین شرایطی منجر به تپش قلب، خستگی، حالت تهوع، درد قفسه سینه، تنگی نفس، درد معده یا سر درد می شود. افزایش سیگنال های ترس باعث حملات هراس می شود که علائم آن مشابه علائم حملات قلبی است. اضطراب در طی سالیان متمادی با مشکلات سلامتی از جمله آرتریت، میگرن، آلرژی، زخم معده و بیماری تیروئید مرتبط بوده است.

حتما بخوانید: 20 نکته جالب روانشناسی که در 99 درصد مواقع در زندگی موثرند

انواع ترس های موجود کدامند؟

آمیگدال سیگنال های ترس را ایجاد می کند، که شما را به فرار از خطر سوق می دهد. آن ها به سه نوع رویداد پاسخ می دهند. اولین مجموعه از مدارها برای شناسایی رویدادهای مضر تاریخی روشن می شوند. گروه دوم نورون ‌ها، مدارهای LTP را توسعه می ‌دهند که یاد می‌ گیرند در شناسایی رویدادهایی که همراه با تجربیات دردناک بودند، روشن شوند. آخرین گروه از مدارها زمانی که سیستم قادر به تشخیص تاثیر یک رویداد نیست، باعث ترس می‌ شوند.

چه نوع ترسی ذاتی است؟

در طول میلیون ها سال، طبیعت در آمیگدال یک خاطره برای وقایع مضر جمع آوری کرده است. در شناخت سیگنال های چنین رویدادهایی، آمیگدال به طور غریزی با ایجاد ترس واکنش نشان می دهد. بنابراین اکثر مردم به طور ذاتی از سقوط، خفه شدن در فضاهای بسته، غرق شدن در آب و حمله موش ها، سوسک ها یا مارها ترس دارند. حتی ترس از صحنه و ترس از صحبت کردن در جمع ناشی از ترس غریزی به خاطر تبدیل شدن به کانون توجه دیگران است. پاسخ ترس آمیگدال برای چنین رویدادهایی اغلب با واکنش ناگهانی و یکه خوردن همراه است.

چه نوع ترسی اکتسابی است؟

در طی یک عمر، آمیگدال حساسیت بیش تری به تجربیات درد می بخشد. تجربیات دردناک ممکن است ناشی از آسیب جسمی، درگیری های دردناک، از دست دادن عزیزان، از دست رفتن وضعیت اجتماعی یا طرد اجتماعی باشد. نورون های انعکاسی نیز ممکن است با دیدن تجربیات دردناک دیگران باعث ایجاد درد در ما شوند. هرگاه چنین دردی تجربه شد، آمیگدال خاطرات سیگنال های حسی مرتبط را ذخیره می کند.

ترس را می توان با تصویر زود گذر از چهره عصبانی برانگیخت و آغاز کرد. مردم از ترس به خاطر شکست، تمسخر و از دست دادن عزیزان رنج می برند. اگر شخصی هنگامی که در کودکی تنها مانده دچار آسیب دیدگی شده باشد، ممکن است در آینده از تنهایی بترسد.

آیا ترس ماشه ناشناخته است؟

بدون تجربه واقعی چنین رویدادهایی، مردم از مرگ، جنگ های هسته ای، تروریسم و ​​یا حتی تهدید به تغییر در محیط های کاری خود می ترسند. عدم توانایی در شناسایی اهمیت یک رویداد باعث ترس می شود. Archy de Berker از نقش عدم اطمینان در ایجاد ترس خبر می دهد. او سطح سنجش استرس در افراد را با اندازه گیری تغییرات در قطر مردمک، که مستقیما با آزادسازی هورمون استرس نورآدرنالین در مغز مرتبط است، پیگیری کرد. او دریافت که درد و عدم اطمینان تقریبا نقش‌ های مساوی در استرس بازی می کنند.

افراد وقتی می دانند که دچار درد می شوند، احساس ترس کم تری نسبت به زمانی که قادر به درک آن نیستند، دارند. هنگامی که ترس به دلایلی شما را فرا گرفت که قادر به درک آن نیستید، لیست کردن مواردی که باعث ناراحتی شما می شود، مفید است. با این کار خواهید فهمید که با یافتن علت ترس و مواجهه با آن از هیجان رهایی خواهید یافت. حتی پذیرش عدم اطمینان به عنوان وجه اجتناب ناپذیر محیط نیز باعث کاهش ترس شما می شود.

حتما بخوانید: موثرترین روش برای رسیدن به مثبت اندیشی و حذف افکار منفی در زندگی

آیا پاسخ ترس مربوط به امروز است؟

در حالی که خطر جسمی همیشه در دنیای اولیه وجود داشته، اما امروزه کم تر مورد توجه قرار گرفته است. متاسفانه پاسخ های ترس برای شخصی که با مشکلات شغلی مواجه است نامناسب و ناسالم است. امکان اخراج از کار نیاز به یک واکنش آرام و جمع و جور دارد. ترس از صورت حساب ها و قبوض پرداخت نشده نیز باعث ایجاد احساس تنگی در قفسه سینه می شود که اصلا مفید نیست.

اگر راه حلی برای رفع مشکل در دسترس شما بود، فورا آن را متوجه می شدید. با نگرانی و اضطراب ناشی از ترس به ندرت راه حلی پیدا می کنید، بعلاوه روی سلامتی شما تاثیر می گذارد. به جز اجتناب از آسیب جسمی ناگهانی، ترس یک واکنش غیر مرتبط به حیوانات است. علت چنین ترسی یک سیگنال عصبی ابتدایی از آمیگدال است، که می تواند از طریق تمرین خود آگاهی از بین برود.

آیا اجتناب از خطر یک واکنش آگاهانه و ارادی است؟

در لحظه ‌ای که در آن یک حیوان احساس خطر می ‌کند، ذهنش یک مسیر حرکت را شناسایی می‌ کند – احتمالا زیر یک صخره می رود. ترس فرآیندی خلاقانه است که به طور ناخودآگاه ذهن شما به جست و جوی راه هایی برای فرار از درد می گردد. تصمیمات عجولانه شما وقتی ناشی از ترس است، ممکن است هیچ آگاهی هوشیارانه ای از دردهای خاصی که مایل به جلوگیری از آن هستید، به شما ارائه ندهد.

درد ایجاد کننده احساسات اجتماعی از جمله غم، انزجار، تحقیر، شرمساری، گناه و شرم است. ترس از تمسخر باعث می شود فرد تصمیم بگیرد که در گفت و گو شرکت نکند. ترس از تجربه احساسات مرتبط با ترس ممکن است باعث شود فرد از انجام فعالیت های چالش برانگیز خودداری کند.

حتما بخوانید: موثرترین و جدیدترین روش مقابله با استرس و کنترل 100درصد آن

آیا می توان واکنش ترس را به شیوه شیمیایی از بین برد؟

ترس در آمیگدال ایجاد می شود، زیرا اتصالات عصبی آن حساسیت ویژه ای به سیگنال های حسی خاصی ایجاد می کند. حتی صداهای ضعیف ممکن است واکنش های ترس غیر قابل تحمل را برای بیمارانی که مبتلا به سندرم استرس پس از سانحه هستند ایجاد کنند. Richard Huganir کشف کرد که دستکاری به موقع مولکول های خاص که تنظیم کننده انعطاف پذیری سیناپسی در آمیگدال حیوانات است می تواند پاسخ ترس را از بین ببرد. او پروتئینی غیر معمول را شناسایی کرد که در آمیگدال حیوانات ظاهر می شد، که برای پاسخ به صداهایی که همراه با شوک پا بودند، شرطی شده ‌بود.

آن مولکول که تنها چند روز باقی می ماند، به نظر می رسد که مدارهای ترس را در آمیگدال تقویت می کند. هنگامی که محققان پروتئین را طی این دوره حذف کردند، حیوانات برای همیشه آن خاطرات مخوف را فراموش کردند. ترکیبی از روش های رفتاری و درمان دارویی که با هدف دستیابی به اهداف مولکولی ممکن است روزی برای کمک به بیماران استفاده شود. دانشمندان زوریخ هم چنین دریافتند که هورمون اکسی توسین مربوط به استرس و رابطه جنسی نیز باعث کاهش فعالیت آمیگدال ها می شود.

چگونه می توانید با ترس کنار بیایید؟

خود آگاهی می تواند دلایل ترس را کاهش دهد. فعالیت شدید سلول های آمیگدال، که باعث ایجاد تجربه ترس می شود، می تواند توسط مرکز توجه مغز – قشر سینگولیت قدامی (rACC) کاهش یابد. محققان دانشگاه کلمبیا مشاهده کردند که وقتی محرک های ترس به صورت آگاهانه درک می شوند، rACC برای کاهش فعالیت آمیگدال ها عمل می کند.

خود آگاهی و چند روش کنترل ذهن می تواند نتایج جهانی ترس را نمایان و تاثیر آن را آرام کند. برای افراد عادی، آگاهی هوشیارانه و پذیرش تجربه ترس فعالیت آمیگدال را تغییر می دهد. با این اعتقاد که بی باکی می تواند به یک عادت اکتسابی تبدیل شود، تمرین خودآگاهی می تواند آرامش و راحتی را برای ذهن به ارمغان آورد.

حتما بخوانید: علائم، علل و جدیدترین راه های درمان قطعی استرس کم تا شدید

مدیریت خلاق به هوشیاری نیاز دارد، نه ترس. ترس تمایل به فلج کردن و از کار انداختن دارد. همه چشم اندازها خطرناک و تهدید کننده به نظر می رسند. در هر موقعیت تهدید آمیز، فقط می توانید یکی از این سه کار را انجام دهید. کاری در ارتباط با آن موقعیت انجام دهید، از آن بپرهیزید، یا با آن زندگی کنید. یک ارزیابی آرام، واکنش شما را مشخص و ترس شما را آرام می کند. آگاهی از خطر همواره وجود دارد. هنگامی که ترس برطرف شود، عقل سلیم ظاهر می گردد. بنابراین توانایی پذیرش خطرات محاسبه شده است که باعث موفقیت یک پروژه می شود.

منبع

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا