مهارت های روزمره برای زندگی بهتر

ماژول چیست؟ تعاریف و مترادف های آن

چرب زبان

ماژول (معادل فارسی آن پودمان است) یک بخش جداگانه است که با اجزای دیگر ترکیب می شود تا چیز های مختلف را بسازد. شما ممکن است که ماژولی به صورت یک مکعب و ماژولِ دیگری به صورت تخته چوبی داشته باشید. دو مکعب و یک تخته می ‌توانند یک میز عسلی بسازند. به زبان ساده ماژول یعنی یک قطعه.

در اکتشافات فضایی، ماژول می تواند به طور خاص یکی از ماژول های قمری که برای فرود بر روی ماه در طول ماموریت های فضایی آپولو استفاده می شود، باشد. دو فضانورد از یک ماژول برای فرود آمدن روی ماه از فضا پیمای آپولو و بازگشت بعد از اتمام ماموریت ماه استفاده کردند. اخیرا شاتل فضایی؛ چندین ماژول را به ایستگاه فضایی بین ‌المللی تحویل داده است که بر اساس طراحی ماژولار یا واحدی ساخته شده است.

اینترنت در چین: نکاتی که قبل از سفر به چین باید بدانید

پس وقتی حرف از ماژول زده می شود منظور یکی از موارد زیر است:

  • ماژول رایانه‌ای مجموعه‌ای از مدارهای الکترونیکی مستقل است که در یک برد مدار چاپی بسته‌بندی می‌شود تا یک عمل پایه‌ای را در یک رایانه انجام دهد.
  • برنامه‌نویسی پودمانی یا برنامه‌نویسی ماژولار، یک تکنیک طراحی نرم‌افزار
  • ماژول حافظه یک قطعه اساسی از سخت‌افزار رایانه است مثل RAM
  • مفهوم مدولار بودن (پیمانه‌ای بودن؛ به معنی تشکیل شده از اجزا)
  • بخش‌ها و محفظه‌های مجزا در سفینه‌های فضایی. (برای نمونه: سفینه فرماندهی و خدمات آپولو).
  • پودمانگی (شبکه)

تعاریف ماژول

1-یکی از قوای ذاتی شناختی یا ادراکی ذهن (اسم )

مترادف ها:

faculty   هیئت علمی

mental faculty   قوه ذهنی

 


چرب زبان

با این اپلیکیشن ساده، هر زبانی رو فقط با روزانه 5 دقیقه گوش دادن، توی 80 روز مثل بلبل حرف بزن! بهترین متد روز، همزمان تقویت حافظه، آموزش تصویری با کمترین قیمت ممکن!


 

2- یک جزء مستقل (واحد یا آیتم) که در ترکیب با اجزای دیگر استفاده می شود.

مترادف ها:

component   جز، واحد

constituent   تشکیل دهنده

element   عنصر

3- محفظه جدا شدنی یک فضا پیما

مترادف ها:

command module   کابین فرمان

compartment   اتاقک فضاپیما

4- مدار کامپیوتری متشکل از مجموعه ای از اجزای الکترونیکی ( مثل سخت افزار کامپیوتر )

مترادف:

computer circuit   مدار کامپیوتر

مثال:

the tomb’s layout and contents continued to match the module description exactly down to the last detail.

چیدمان و محتویات مقبره دقیقا مو به مو با توضیحات هیئت علمی مطابقت داشت.

Then Neil and Buzz entered the lunar module , and I locked the hatch after them.

سپس نیل و باز؛ وارد کابین فضاپیمای قمری شدند و من دریچه را پشت سرشان قفل کردم.

One of the genes in the module specified a “transporter protein” that allowed lactose to enter the bacterial cell.

یکی از ژن ‌های موجود در واحد، ” پروتئین ناقلی ” را مشخص کرد که به لاکتوز اجازه ورود به سلول باکتری را می ‌داد.

نکات روانشناسی ناب: 20 نکته روانشناسی که در 99 درصد شرایط زندگی مفیدند

میلاد حیدری

هدفم از راه اندازی سایت، آموزش هنر و مهارت های لازم برای هموطنان عزیزم در سراسر دنیاست. به امید روزی که آگاهی در بین هموطنانم فراگیر شود. سوالات خود را مطرح فرمایید در حد توان پاسخ خواهم داد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا