نحوه زندگی و اطلاعات کامل راجب زنبور عسل +تصاویر

0
زنبور-عسل1

در مطلب گذشته آموختیم که پرورش زنبور عسل در منزل؟ آیا ممکن است؟ حتما این مطلب را بخوانید! در این مقاله می خواهیم به شما بگوییم که نحوه زندگی چگونه است و اطلاعات کامل راجب زنبور عسل را در اختیارتان می گذاریم.

مقدمه:

در هر کندو همیشه سه نوع زنبور ملکه، زنبور نر و زنبور کارگر وجود دارد که هر کدام وظیفه مشخصی را بر عهده دارند. زنبورهای عسل به تنهایی نمی توانند زندگی کنند و بصورت گروهی زندگی می کنند به همین دلیل به آنها موجودات اجتماعی گفته می شود. در هر کندو از هر ده هزار تا صد هزار زنبوری که در آن زندگی میکنند فقط یک زنبور بارور بنام ملکه و درحدود هفتصد زنبور نر و بقیه ماده های عقیم بنام کارگر میباشند۰ در ادامه با روند زندگی و ساختار بدن این موجودات مفید بیشتر آشنا می شوید.

فیلم زندگی اسرارآمیز زنبورعسل:

<div id=”15389080191786504″><script type=”text/JavaScript” src=”https://www.aparat.com/embed/Pifjw?data[rnddiv]=15389080191786504&data[w]=640″></script></div>

پست مشابه: آموزش تصویری نحوه ساخت کندوی عسل

زنبور ملکه: ملکه زنبور عسل تنها زنبور ماده ای است که قابلیت باروری دارد. ملکه تخم می گذارد ، کلنی را سر حال نگه می دارد، بزرگترین زنبور موجود در کندو است و به طور متوسط هجده ماه عمر می کند، اگر چه می تواند تا شش سال هم زندگی کند.

زنبور نر: کارشان فقط بارور کردن ملکه های جدید است. این نوع زنبورها کوتاه تر و چاق تر از ملکه هستند و چشم های بزرگ دارند اما نیش و غدد موم یا سبد گرده ی گل ندارند و حداکثر هشت هفته عمر میکنند.

زنبور کارگر: این نوع زنبورها، زنبورهای ماده ی نابارور کوچکی هستند که از زنبورهای دیگر مراقبت و آن ها را غذا می دهند، هرگز تخم نمیگذارند و تمام کارهای کندو را انجام می دهند. جمع آوری گرده و شهد گلها؛ تهیه عسل و موم، مواظبت از لاروها، غذا دادن به ملکه و نرها و لاروها؛ دفاع از کندو و تهویه و تمیز کردن آن؛ همه این کارها به عهده کارگر است.

زنبور

۱- سیستم فیزیولوژیک بدن زنبورعسل:

سر زنبور عسل- در جلوترین قسمت بدن قرار داشته و شامل اعضای زیر است: دو عدد چشم مرکب ، سه عدد چشم ساده ، دو عدد آنتن و دهان با خرطوم. بزرگی چشمها وسیله‌ای است که زنبوردار به کمک آن به راحتی می‌تواند زنبور نر را از کارگر تشخیص دهد. زیرا چشمهای زنبور نر بزرگتر بوده و از عقب سر بهم می‌رسند، ولی در زنبور کارگر و ملکه بهم نمی‌رسند. کار آنتنهای زنبورعسل، لمس کردن و بوییدن است. زنبور عسل به کمک خرطوم، شهد را از روی گلها جمع آوری و از راه دهان به داخل کیسه عسلی می‌فرستد.

سینه زنبور عسل- زنبور عسل از سه حلقه کیتینی درست شده و اعضای زیر به آن اتصال دارند: چهار عدد بال یا پر که دو عدد آنها بالهای جلویی و دو عدد دیگر بالهای عقبی هستند. شش عدد پا که جفت عقب آن دارای حفره‌هایی به نام سبد می‌باشند و زنبور عسل در دوران فعالیت خود گرده‌های گل در آن پر و با خود به کندو حمل می‌کند. این سبدها در کارگران بزرگتر از نرها هستند.

شکم زنبور عسل- در قسمت انتهایی بدن زنبور عسل قرار داشته، از ۶ حلقه کیتینی پشتی و ۶ قطعه شکمی تشکیل شده است.در انتهای شکم زنبور عسل،مخرج برای دفع مدفوعات دیده می‌شود. از راه همین مخرج ، زنبور عسل قادر است خاری را که در داخل بدنش جای دارد، خارج کرده و نیش بزند. زنبور عسل نر نمی‌تواند نیش بزند، چون اصلا نیش ندارد.

پوشش بدن زنبورعسل: بدن زنبور عسل به طور متراکم از موهایی پوشیده است که دارای تارهای (Barbs) جانبی کوتاهی است. و به راحتی دانه های گرده را می گیرند. در چشم های مرکب و پاهای زنبور عسل،موهای صاف وجود دارد پاهای جلویی زنبور عسل در حاشیه ساق (tibia) موهای راست و خشن و کوتاهی را دارد و برای تمیز کردن چشم ها از گرده گل به کار می رود و برس چشمی (Eye bursh) می گویند.

بالهای زنبورعسل: بالهای زنبور عسل در هنگام پرواز به وسیله قلاب هایی به هم درگیر می شوند و یا بال به نظر می رسند. نوک این بالها مسیر شکل را طی می کند. ممکن است ۴۰۰ بار در ثانیه مرتعش شوند.آرواره های زیرین mandibles در کارگران صاف برای جمع آوری گرده و ساختن شاخه ها به کار می رود. آرواره های بالایی maxillae مانند قاشقک های طویلی بوده و برای جمع آوری گرده های گل به کار می رود.

لب تحتانی تبدیل به خرطوم شده و ضمایم حسی (Cabialplas) در اطراف آن قرار دارد. مایع شهد در اثر عمل مکنده حلق به درون چینه دان بزرگ یا معده عسل (Money Stomash) کشیده می شود. چهار لب مثلثی دریچه ای را درست می کند و از ورود عسل به معده جلوگیری می کند. بجز موقعی که جهت تغذیه مورد نیاز است. روده زنبور عسل باریک و دراز است و تقریباً به ۱۰۰ لوله کوچک، مالپیکی اتصال دارد و روده راست، بزرگ است و به مخرج ختم می شود. در انتهای بدن زنبور عسل سوزن وجود دارد که فقط در کارگرها و ملکه ها دیده می شود. حس بویایی در زنبوران عسل بسیار قوی و تیز است و چشم ها دارای تعداد فراوانی واحدهای بینایی است و دارای مغز نسبتاً بزرگ است: زنبوران عسل قادر به تشخیص رنگ قرمز و سیاه از هم نمی باشند.


۲- مهم ترین غده های زنبور:

مهمترین غده های بدن زنبور عسل عبارتند از:

  • غده های شیری (غده ای که ژله رویال ترشح میکند)
  • غده های بزاقی (زنبور ها به کمک ترشحات غده بزاقی خود ، در سنین لاروی به دور خود پیله ای می تنند تا بقیه دگردیسی شان را داخل آن به پایان رسانده و تبدیل به یک زنبور کامل گردند)
  • غده زیر آرواره ای (از این غده ماده ای ترشح می شود که با بوی مخصوص اش باعث شناختن و تمییز ملکه از سایر زنبورها می گردد)
  • غده های مومی (ترشح موم به وسیله این غده ها انجام می شود)
  • غده های بویایی (غده ای که به زنبور کمک می کند جمعیت خودش را حس کند و به کندوی دیگری نرود)
  • غده ی مخزنی (محل ذخیره کردن مدفوع )
  • غده ی سمی (غده ای که وظیفه ی تولید سم را دارد).

همچنین بخوانید: معرفی تصویری مراحل تولید عسل در ایران +فیلم


۳- چرخه زندگی زنبورعسل:

زنبورعسل کارگر، با توجه به شرایط آب و هوایی و نیاز کلنی(کندو)، معمول ۲۱ روز پس از تولد، قادر به جمع آوری شهد، گرده گل و آب است. وقتی زنبورعسل کارگر، شروع به جمع آوری گرده کند، ممکن است فقط به مدت چند روز یک نوع گل را ملاقات نماید. ۲۵ درصد از زنبورهای کارگر، گرده و ۱۷ درصد از آنان شهد و گرده و سایر زنبوران فقط شهد جمع آوری می کنند. از زنبوران کارگر جمع کننده گرده، فقط ۳ تا ۱۰درصد از زنبوران مخلوطی از گردة گل های مختلف را جمع آوری و به کندو حمل می کنند. زنبورکارگر فعالیت خود را در یک منطقه خاص جغرافیایی متمرکز می کند که می تواند با توجه به میزان دسترسی به گیاهان، جریان باد و موانع دیگر مانند درختان جنگل تغییر کند. هنگام برگشت به کلنی، زنبور کارگر به طور متوسط ۲۴ کیلومتر در ساعت سرعت پرواز دارد، ولی هنگام خروج از کلنی دارای سرعت پرواز متغیری بین ۱۰ تا ۲۹ کیلومتر در ساعت است. برای جمع آوری گرده، زنبور کارگر درفاصله ۱تا۴ کیلومتری از کندو پرواز می نماید. یک سفر رفت و برگشت به منظور جمع آوری نوش یا گرده بین ۶ دقیقه تا ۳ ساعت متغیر است. هر کارگر بین ۸ تا ۱۰۰گل راملاقات می کند و بین ۱۲تا ۲۹میلی گرم گرده به همراه می آورد و هر زنبور بین ۶ تا ۴۷ بار برای جمع آوری گرده به خارج از کندو پرواز می کند.

زنبور-عسل2

زنبورهای کارگر، منابع گرده را شناسایی می نماید. برای جمع آوری دانه گرده، بر روی پرچم گل قرار می گیرد و با حرکات آرواره ها و پاهای جلو، دانه های گرده را از بساک پرچم بیرون می برد؛ سپس آن ها را با سرعت به زیر بدن خود برده و با کمی عسل، مرطوب و چسبنده می کند تا ذرات گرده که به صورت پودر می باشند، به یکدیگر بچسبند. با این کار به تدریج تودهای بزرگ از دانه های گرده را به وجود می آورد. این توده ها با حرکاتی منظم در اندامی به نام سبد گرده، بسته بندی می شوند و به صورت دو برجستگی به نام بار گرده، در دوطرف پاهای زنبورجمع آوری شده و به کندو حمل می شوند. در مکانیسم جمع آوری دانه های گرده، وضعیت ساختمانی پاهای سوم زنبور عسل کارگر، از اهمیت زیادی برخودار است؛ زیرا ساق و اولین بند پنجه پاهای عقب زنبور عسل به دلیل پهن و بزرگ بودن با سایر پاها فرق می کند. در زنبوران کارگر، اولین بند پنجه پاهای عقب دارای موهای ردیفی شانه مانندی است که در زنبوران نر و ملکه وجود ندارد، که این قسمت را در زنبوران کارگر برس گرده می گویند. گرده های گل که توسط پاهای جلویی و میانی بر روی برس گرده، منتقل می شوند از حد فاصل بین پنجه و ساق پا حرکت داده شده و در روی قسمت فوقانی ساق پاهای عقب جمع می شوند که این قسمت را سبد گرده می نامند.

در زنبور عسل، پاها علاوه براینکه نقش دستگاه حرکتی را دارند، برای جمع آوری گرده نیز تغییر شکل یافته اند؛ به گونه ای که لبه داخلی ساق پاهای جلویی، دارای فرورفتگی عمیقی در انتهای قدامی بوده که در اصطلاح به تمیز کننده شاخک معروف می باشد و لبه خارجی آن از یک ردیف موهای ظریف، مانند دندانه شانه پوشیده شده است. وقتی اطراف شاخک آکنده از دانه های گرده شد، زنبورهای کارگر آن ها را پاک کرده و در داخل این فرورفتگی جمع می نمایند (اندام تمیزکننده شاخک در زنبور ملکه نیز وجود دارد). برس ها در سطح داخلی بند اول پاهای جلویی و میانی قرار دارند. به وسیله پاهای اول، دانه های گرده و سایر ذرات سر، چشم، قطعات دهانی و قسمت های جلوی بدن به پاهای دوم منتقل می گردند؛ پاهای دوم، گرده روی قفسه سینه و به ویژه سطح زیرین آن را جمع آوری و با گرده های دریافتی از پاهای جلویی به پاهای سوم منتقل می کنند. ساق پاهای سوم دارای سبد گرده می باشد که از یک فرورفتگی در سطح و چند ردیف موهای ظریف و بلند در اطراف آن به وجود آمده است. زنبور کارگر با حرکات منظم و ویژه ای قادر است دانه های گرده را که توسط برس ها جمع آوری کرده است، در سبد گرده قرار دهد و سپس به وسیله شهد، آن ها را مرطوب نموده و به قرص های فشرده ای تبدیل نماید. پس از پر شدن سبد گرده، زنبور به کندو مراجعت می کند و توده گرده را در اطراف منطقه پرورش لاروها ذخیره می نماید. سپس زنبورهای کارگر دیگر این سلول ها را بازدید نموده و قطعات گرده را به وسیله آرواره ها و سر کوبیدن در ته سلول، فشرده می کنند تا ذرات هوا از آن ها خارج گردد و همچنین به وسیله بزاق آن را مرطوب کرده و مقداری عسل یا شهد به آن اضافه می نمایند. پس از اینکه دو سوم ظرفیت یک سلول با گرده پر شد، سطح آن را با قشر نازکی از عسل می پوشانند تا به طور مستقیم با هوا تماس نداشته باشد و فاسد نگردد. زنبورهای عسل سلول های ذخیره گرده را هرگز مملو از گرده نمی کنند و روی آن ها را فقط به وسیله عسل می پوشانند؛ این در حالی است که سطح سلول های ذخیره عسل را فقط با موم می پوشانند.

جمع آوری شهد، تفاوت چندانی با جمع آوری گرده ندارند و در بعضی موارد، زنبور کارگر ناگزیر است که خرطوم خود را به داخل گل فرو ببرد تا معلوم شود در آن شهد وجود دارد یا نه. در بعضی موارد دیگر، برای مشخص کردن محل شهد از حس دیدن استفاده می کنند. اگر با یک دوربین عکاسی فرابنفش به گل ها نگاه کنیم، منظره ای از دید زنبور عسل مشاهده می شود که در آن طرح های چشمگیری ظاهر می گردد. خطوط روشنی که دیده می شود، به غدد شهد در پایه گلبرگ می رسد که در ظاهر زنبور را به منبع غذایی هدایت می کند. این علائم فرابنفش همچنین به زنبور کمک می کند که انواع گل ها را که در نور مرئی مشابه می باشند، از هم تشخیص دهد.

زنبورهای جمع آوری نوش و گرده گل، در ظاهر هنگام ملاقات گل ها، بویی از خود به جا می گذارند؛ زیرا زنبوران به سمت گل هایی که به تازگی مورد ملاقات کارگران دیگر قرار گرفته اند، نمی روند. وقتی زنبور بارآور به کندو باز می گردد، محموله شهد را بین ۳ تا ۴ زنبور کارگر دیگر تقسیم می کند و با شاخک و پاهای جلویی خود با آن ها تماس بر قرار می نماید. این زنبور، شهد را به صورت قطره ای به قاعده خرطوم، بین آرواره های بالا از دهان خودبر می گرداند. زنبورهای کارگر با خرطوم خود بدون آنکه قطره ای فرو بیفتد، آن را به درون عسل دان(چینه دان) خود فرو می برند. زنبور بارآور، سپس با پاها خرطوم خود را تمیز می کنند و برای آوردن محموله دیگر به خارج پرواز می نمایند و به محض آنکه شهد به اندازه کافی دریافت کردند، به یک محل خلوت تر در کندو حرکت می کنند و در حالی که سر خود را بالا نگه داشته، به کمک خرطوم و آرواره های خود، یک سری عملیات برای تبخیر نوش و مخلوط کردن آن با آنزیم دیازستاز و انورتاز انجام می دهند. آنزیم انورتاز، ساکاروز را به گلوکز و فروکتوز(قند میوه) تجزیه می کند. محتویات عسل دان به آرامی به دهان بر می گردد. زنبور، شهد را در این حالت به صورت قطره های کوچک و پهن بین آرواره های بالا و قاعده خرطوم نگه می دارد و خرطوم را پایین می برد تا قطره در مجاورت هوا قرار گیرد و به این ترتیب رطوبت شهد را تبخیر می کند. وقتی این زنبور آماده ریختن شهد به داخل سلول گردید، زیر شکم خود را بالا نگاه می دارد، داخل سلول می شود و شهد را به داخل دیواره سلول پخش می کند. این مواد از دیواره سلول به سمت پایین سرازیر و در ته سلول جمع می شوند. مقداری از رطوبت شهد در هنگام نقل و انتقال در داخل کندو تبخیر می شود و بقیه در داخل سلول و به وسیله جریان هوا بخار می شود. هر چه سرعت انتقال شهد به داخل کندو بیشتر باشد، به همان نسبت عملیات تبخیر قبل از ذخیره در داخل سلول کمتر می شود. در صورتی که در کندو فضای کافی وجود نداشته باشد، شهد در سلول های بیشتری که نیمه پر و در بسته نیستند، پخش می گردد و به محض اینکه مقدار رطوبت عسل به کمتر از ۲۰ درصد رسید، کارگران درِ آن را با ورقه نازکی از موم می پوشانند و آن را در برابر ورود هوا غیر قابل نفوذ می کنند.


انواع حس های زنبورعسل:

حس بینایی زنبورعسل:

زنبور عسل دارای حواس هفتگانه است که هر کدام از این حواس در زندگی پرتلاش این حشره نقشی اساسی دارند. بینایی زنبور عسل به وسیله دو چشم مرکب و سه چشم ساده و بسیار ریز که بین دو چشم مرکب و در وسط پیشانی قرار دارند، انجام می گیرد. در مورد این سه چشم و طرز فعالیت آن ها، هنوز اطلاع دقیقی در دست نیست، اما آنچه تاکنون از فعالیت آن ها به دست آمده، این است که به زنبور می فهمانند که نور از کدام سمت می آید و یا خورشید در کدام سمت قرار دارد. کار اصلی بینایی، به عهدة دو چشم مرکب است. هر چشم ملکه و کارگر از ۵۰۰۰ و زنبور نر از ۱۰۰۰۰ چشم منفرد تشکیل شده است که هر چشم منفرد، فقط مقدار بسیار کوچکی از محیط خود را ضبط و تجسم می نماید و همه چشم ها با هم، محیط های کوچک را موزائیک وار در مغز زنبور کنار هم گذاشته و وی را قادر به دیدن یک محیط به نسبت وسیع می نمایند. چشم زنبور عسل فاصله های نزدیک را خیلی دقیق تشخیص می دهد و هر حرکت مختصری مورد توجه آن قرار می گیرد، با این حال چشم های انسان اجسام را در حدود ۸۰ بار دقیق تر از چشم های زنبور عسل می بیند.

رنگ-فرابنفش

زنبور عسل قادر نیست رنگ قرمز را تشخیص دهد، اما رنگ های فرابنفش که برای انسان فقط یک رنگ خیالی است و چشم هایش قدرت دید و جذب آن را ندارد، امواجش به وسیله چشم های زنبور عسل جذب شده و برای آن یک رنگ و یا حتی یک سلسله از رنگ های واقعی است. رنگ هایی را که چشم های زنبور عسل قادر به تشخیص آن ها می باشد، عبارتند از نارنجی، زرد، سبز، آبی، سبزآبی، آبی بنفش و فرابنفش. از بین این رنگ ها زنبور رنگ نارنجی و سبز را به زحمت از یکدیگر می تواند تشخیص دهد؛ برعکس رنگ های فرابنفش را خیلی راحت از همه رنگ ها تمیز می دهد. از بین گل ها، آن هایی که رنگ های آبی و زرد دارند، برای زنبور عسل خیلی واضح بوده و وی را جذب می کنند، در صورتی که به گل های قرمزرنگ توجهی ندارد و به طور معمول هم روی آن ها نمی نشیند. گل شبدر قرمز گرچه به چشم ما قرمز است، ولی در حقیقت مخلوطی از رنگ های قرمز و آبی است. چشم های ما رنگ قرمز و چشم های زنبور عسل آن را آبی می بیند. در همین رابطه، گل خشخاش قرمز یا شقایق،باعث تعجب دانشمندان زنبور شناس شده است؛ زیرا ملاحظه کردند، با وجود اینکه زنبور، قادر به تشخیص رنگ قرمز نیست و به طور معمول آن را خاکستری و اگر قرمز تیره باشد، سیاه می بیند و به همین دلیل روی گل های قرمز رنگ نمی نشیند، اما روی گل خشخاش با وجود رنگ قرمز تندش نشسته و از آن، گرده گل بسیاری جمع آوری و به کندو حمل می نماید. این امر باعث شد که دانشمندان به تحقیق بپردازند. آن ها با استفاده از طیف نما متوجه شدند، نوری که از خورشید بر روی گلبرگ های قرمز رنگ خشخاش می تابد، مقدار زیادی اشعه فرابنفش از خود منعکس می کند و چشم های زنبور که در مقابل رنگ های فرابنفش حساسند، آن ها را دریافت و جذب می کنند. بدین طریق همان گل خشخاش که رنگش در چشم ما قرمز تیره است، زنبور آن را به رنگ فرابنفش می بیند. گرچه قدرت بینایی زنبور عسل، ضعیف است، اما قدرت تشخیص رنگی قوی ای دارد و اگر در جمع آوری شهد، نقصی وجود داشته باشد، حس بینایی رنگی و حس بویایی، این نقص و کمبود را جبران می کنند؛ و به وسیله بوییدن، زنبور عسل قادر به تشخیص انواع گل ها و شهدشان از یکدیگر است.

حس بویایی زنبورعسل:

کار غده بویایی زنبور که در پشت او وجود دارد، تشخیص بوی جمعیت خودش است و به کمک آن فقط قادر است پس از پایان پرواز و به هنگام بازگشت، کندوی خود را از بین سایر کندوهای زنبورستان پیدا کرده و اشتباهی به کندوی دیگری وارد نشود. مسئولیت بوییدن به عهده شاخک های زنبور عسل است. قسمت اصلی هر شاخک از هشت قطعه متصل به هم درست شده است که در زیر میکروسکوپ، بر روی هر قطعه تعدادی برآمدگی و فرورفتگی دیده می شود. از یک سو زیر هر کدام از آن ها اعصابی وجود دارد که وظیفة آن ها دریافت اثرات بو و انتقال آن به مغز، به منظور تشخیص و ایجاد عکس العمل است. برآمدگی ها بوها را خیلی سریع دریافت نموده و باعث می شود که زنبور خیلی سریع عکس العمل نشان دهد. در حالی که فرو رفتگی ها بوها را کمی دیرتر دریافت می نمایند، اما در عوض مدت زیادی آن ها را داخل خود نگهداشته و از وضع، نوع و مقدارش به طور دقیق آگاه شده و زنبور عسل را در جریان می گذارد. قدرت بویایی زنبور عسل کمی قوی تر از قدرت بویایی انسان است؛ پس بنابر این باور عامیانه که زنبور عسل قادر است، بوی گل ها را از چند کیلومتری تشخیص داده و به سمتش پرواز کند، صحیح نمی باشد.

از سوی دیگر، در بین فرورفتگی ها و برآمدگی های شاخک ها، تعداد زیادی مو دیده می شود که به کمک آن ها زنبور عسل اجسام مختلف را لمس می کند. همین موهای لامسه، در تعامل با حس بویایی، باعث آن می شوند که زنبور قادر گردد اجسام را سه بعدی ببوید؛ یعنی بتواند فقط با بوییدن، شکل اجسام را تشخیص دهد، بدون اینکه جسم را دیده باشد. در بینی ما و سایر پستانداران بین بویی که از یک تکه موم کروی یا مکعبی می آید کوچک ترین فرقی حس نمی شود، هر دو بوی موم می دهند، اما زنبور عسل بویی را که از یک تکه موم کروی شکل دریافت می دارد، با بویی که از یک قطعه موم مکعب شکل دریافت می نماید، با هم بسیار تفاوت دارند؛ زیرا نزدیک بودن سلول های حس بویایی با موهای لامسه این وضع خاص را در زنبور عسل ایجاد کرده که دارای اهمیت است؛ زیرا زنبور به کمک آن در داخل کندوی باریک و بی نور، در لابلای قاب ها و شانه ها می تواند، محتویات هر یک از سلول های مومی را تشخیص دهد و بفهمد داخل هر یک از آن ها تخم وجود دارد یا لارو و حتی بزرگی لاروها را دریابد، تا در صورت لزوم غذای مورد احتیاج همان سن از لاروها را در اختیارشان بگذارد و غذای لاروهای جوان با مسن ترها اشتباه نشود.

حس چشایی زنبورعسل:

حس چشایی زنبور عسل طوری است که مزه های شیرین، ترش، تلخ و شور را تشخیص می دهد، اما حس چشایی شیرینی وی، از انسان ضعیف تر است و این خود دارای حکمتی است؛ زیرا این وضع سبب می شود که زنبورعسل دنبال شهدهایی که کمتر مواد قندی دارند، نرفته و تنها در جستجوی شهدهای غلیظ باشد؛ در نتیجه انرژی ای که وی برای حمل هر کیلو شهد به کندو صرف می نماید، خیلی کمتر می شود و نیز تبدیل نمودن شهد غلیظ به عسل به زمان و انرژی کمتری نیاز دارد که این به نفع زنبور عسل است. بدین طریق وی قادر است در واحد زمان، مقدار بیشتری عسل در کندو تهیه نماید.

قندهای موجود در شهد گل هایی که مورد استفاده زنبور عسل هستند، همگی از انواعی تشکیل شده اند که از نظر وی شیرین اند. مقدار قند در شهد گل ها بین ۲۵ تا ۷۵ درصد می باشد. هرچه مقدار درصد قند شهد زیادتر باشد، زنبور عسل زودتر به سمت آن جلب می شود.

حس دماسنجی زنبورعسل:

مرکز اصلی حس گرماسنجی زنبورها سلول های ویژه ای هستند که در شاخک هایشان قرار دارند و به وسیله تعدادی عصب، با مغز در ارتباطند؛ بدین وسیله مغز، دائم از مقدار و وضع گرما در داخل کندو و به خصوص در نزدیک لاروها و نوزادان آگاه گشته و جهت ثابت نگه داشتن دما، دستورات لازم را صادر می کند. در مورد حس شنوایی زنبور عسل باید بدانیم که زنبور فقط طول موج های خیلی بلند را دریافت و در مقابل آن ها واکنش نشان می دهد و این به کمک شاخک ها که باید به محل تولید صدا خیلی نزدیک باشد میسر می گردد. حس سنجش گرما در زنبور عسل بسیار قوی و دقیق کار می کند؛ اگر آن را با قدرت گرماسنجی انسان مقایسه نماییم، باید بپذیریم که این حس در انسان ضعیف و ناقص است. در حالی که بدن ما قادر به تشخیص پایین و بالا رفتن دما تا ۲ درجه سانتی گراد در طبیعت نیست و نمی تواند آن را حس کند، زنبور عسل می تواند حتی تغییرات ۲ /۰ درجه سانتی گراد گرما را به طور دقیق تشخیص دهد. وجود حس گرماسنجی برای آن است که گرمای داخلی کندو و گرمای مورد نیاز نوزادانش تنظیم شود تا به آن ها آسیبی نرسد. پائین آمدن گرمای داخل کندو از مقدار ۵/۳۴ تا ۵/ ۳۵ درجه سانتی گراد، باعث طولانی تر شدن دوره رشد نوزادان گشته و زنبورها با شکل های غیر طبیعی و یا ناقص به دنیا می آیند و بالا رفتن حرارت داخلی کندو نیز باعث مرگ فوری لاروها و نوزادان می گردد.

زنبور-عسل3 هرگاه هوای داخل کندو سرد شود، زنبور ها نخست مقداری عسل می خورند و آن گاه پهلو به پهلو کنار یکدیگر چسبیده و روی لاروها جمع می شوند؛ سپس هر زنبور با لرزاندن عضلات خود مقدار کمی گرما تولید می نماید که در مجموع، گرمای ایجاد شده برای برقراری تعادل گرمایی در کندو و گرم نمودن لاروها و نوزادان مناسب است. هرگاه هوای داخل کندو دمایی بالاتر از ۵/۳۵ درجه داشته باشد، زنبورها روی قاب ها ایستاده و با حرکت دادن سریع بال هایشان، هوای داخلی را به جریان انداخته و آن را به خارج از کندو می فرستند تا هوای خنک بیرون، به داخل کندو بیاید و دمای محیط داخلی را حدود ۳۵ درجه سانتی گراد پایین آورد. اگر این کار کافی نبود، تعدادی از زنبوران به خارج از کندو پرواز کرده، مقداری آب با خود به داخل کندو حمل می کنند و شروع به پاشیدن یا فوت کردن آب با فشار زیاد به صورت ریز در داخل کندو نموده و در همان حال روی موم ها می ایستند و با به هم زدن بال های خود، گرمای داخل کندو را پایین می آورند.

حس وقت شناسی زنبورعسل:

حس دیگری که در زندگی زنبور عسل اثرات مهمی دارد حس وقت شناسی اوست. گیاهانی وجود دارند که گل هایشان در ساعات معینی از روز باز بوده و زنبور با استفاده از حس زمان شناسی در ساعاتی که این گل باز است، به سمت آن پرواز می کند و با این کار انرژی شان را هدر نمی دهند. دسته دیگری از گل ها در ساعات به خصوصی از روز (در اواسط صبح و ابتدای بعد از ظهر) بیشترین مقدار شهد و گرده را ترشح می نمایند. زنبور با کمک حس وقت شناسی خود، هنگامی به سمت آن ها پرواز می کند که بتواند بیشترین مقدار شهد و گرده را در کوتاه ترین زمان با خود به کندو حمل نماید.

وقتی زنبوری برای نخستین بار شهد و یا گرده گلی را در جایی کشف می کند، به مقداری که لازم باشد از آن شهد یا گرده برداشته به کندو بر می گردد. چند دقیقه بعد تعدادی زنبور عسل به آنجا رفته و از آن پس، مرتب تعدادشان زیاد و زیادتر می گردد، بدون اینکه زنبور اول (زنبور کاشف) دوباره به محل عسل برگشته و زنبورهای دیگر را به آنجا راهنمایی کرده باشد.

زنبوران کارگر که جمع آوری شهد یا گرده را به عهده دارند، بعد از مراجعت به کمک حرکاتی مخصوص، سایر زنبوران را از محل و مقدار گرده مطلع می نمایند. اگر فاصله کندو تا محل شهد کم باشد، زنبور عسل، روی قاب شروع به حرکت دایره ای نموده و مرتب روی یک دایره حرکت می کند. به محض اینکه به آخر دایره رسید، ناگاه برگشته و از سمت مقابل باز روی همان دایره پرواز کرده و این کار را بار ها و به سرعت تکرار می کند. تعدادی از زنبوران متوجه این حرکت دایره ای شده، دنبالش می روند و با شاخک ها پشت سر هم با بدن او تماس می گیرند و طرز حرکات او را خوب بررسی می نمایند. آن گاه بدون استفاده از کمک دیگری مستقیم و بدون اشتباه به همان مکان می روند. حرکت دایره ای معنایش این است که فاصله کندو تا محل شهد، کم است. اگر شهد طبیعی باشد در این حال مقداری از بوی گل مزبور را نیز با خود به کندو می آورد تا کمی از آن را بین زنبورهایی که تصمیم به رفتن به محل شهد را خواهند گرفت، پخش نماید و بدین وسیله آن ها راحت تر گل و گل های مورد نظر را پیدا کنند. اگر فاصله محل شهد تا کندو زیاد باشد، وضع این حرکات عوض می شود که به نام رقص نیم دایره معروف است. در این حالت، زنبور نخست فاصله ای را مستقیم رفته، آن گاه به سمت چپ یک نیم دایره را طی می نماید تا به اول خط مستقیم برسد، بعد دوباره همان خط مستقیم را طی نموده، سپس نیم دایره دیگری، اما این بار برعکس دفعه پیش به سمت راست ترسیم می کند که این دو نیم دایره با هم تقریباً یک دایره را به وجود می آورند. سرعت حرکات، رابطه معکوس با فاصله کندو تا محل شهد دارد؛ هرچه حرکات آرام تر باشد، فاصله کندو تا محل شهد بیشتر است.


۵- تولید عسل:

ساخت عسل در کجا صورت می گیرد؟ با بررسی ساختمان داخلی بدن (دستگاه گوارش) زنبور عسل می توان پاسخ این سؤال را یافت. زنبور عسل پس از مکیدن شهد گل به وسیله خرطوم، آن را از راه مری به داخل کیسه عسلی می فرستد. در آنجا مقداری از آب آن از راه جدار کیسه، جذب خون شده و شهد کمی غلیظ تر می گردد. از طریق جدار کیسه عسلی، مقداری آنزیم دیاستاز به داخل شهد غلیظ شده، ریخته می شود. همین دیاستازها هستند که تمام خواص خوب و سلامتی آور را به عسل می دهند. کیسه عسلی که محل ذخیره عسل و شهد است، به وسیله یک کانال قیفی شکل با روده میانی ارتباط دارد. هر زمان زنبور گرسنه شد، به کیسه عسلی به وسیله ماهیچه های اطرافش، فشاری وارد می آورد که در نتیجه آن، کانال قیفی شکل باز شده و مقداری عسل یا شهد به روده میانی رانده می شود و در آنجا جذب بدن زنبور گشته و باعث رفع گرسنگی اش می گردد. زنبور بقیه شهد را به کندویش حمل می کند. روده میانی به روده کوچک و روده کوچک به مخزن وصل است. در مخزن سه غده به نام غدد مخزنی وجود دارد که کار آن ها ضد عفونی دائمی مدفوع هایی است که در آنجا ذخیره شده اند. در نقاط سرد سیر کشور، در روزهای سرد زمستانی که زنبورها گاهی بیش از یک ماه قادر به پرواز نمی باشند و ناچارند مدفوعشان را در تمام این مدت در داخل بدنشان نگه دارند، ترشحات این غدد مانع پوسیدگی مدفوع و در نتیجه مانع پوسیدگی روده و مرگ زنبور می گردد. زنبور عسل فقط در حال پرواز و در خارج از کندو قادر به دفع مدفوع است (تنها ملکه از این قاعده مستثنا است و کارگران مدفوعش را به خارج از کندو حمل می کنند). با توجه به مطالب گفته شده، این باور که در بین عوام معروف است: عسل مدفوع زنبورعسل می باشد ، غلط بوده و هیچ رابطه ای بین عسل و مدفوع زنبور عسل وجود ندارد. این حشره تمیز، ماده مغذی و دارویی شفابخش می سازد که دارای خواص ویژه است:

تولید-عسل

با اینکه هر ترکیب آلی طبیعی بکر که در محیط آزاد وجود دارد، سریع به وسیله موجودات زنده ذره بینی فاسد می شود، اما درعسل و شهد، وجود سه عامل قدرت اسیدی، فشار اسمزی و خاصیت ضدمیکروبی بخش عمده فعالیت ضد میکروبی را بر عهده دارند. قدرت اسیدی عسل بین دو سوم تا چهار پنجم می باشد؛ این میزان، به تنهایی قادر به جلوگیری از رشد بسیاری از باکتری ها خواهد بود. از بین اسیدهای یافت شده در عسل، گلوکونیک اسید، بیشترین مقدار را به خود اختصاص داده است.

عسل، محلولی فوق اشباع از کربوهیدرات هاست. چنین حالتی، عسل را به صورت محیطی با فشار اسمزی بالا در آورده است. هنگامی که یک موجود تک سلولی وارد چنین محیطی شود، اختلاف فشار اسمزی، به حدی بالاست که موجود تک سلولی به سبب خاصیت اسمزی، آب خود را از دست می دهد و ادامه آبگیری، در نهایت موجود زنده را خواهد کشت. برخی محققان بر این عقیده اند که آزاد شدن و تجمع هیدروژن پروکسید از طریق سیستم آنزیمی گلوکز اکسیداز موجود در عسل، منشأ خاصیت ضد میکروبی عسل است. ماده گلوکز اکسیداز در غدد زیر حلقی زنبور موجود است. این غدد در زنبورهای جوان پرستار که فعالانه به لاروها غذا می دهند، بیشترین توسعه را یافته اند. بعد از اینکه زنبور پرستار وظیفة خود را انجام داد، این غدد تحلیل می رود و تولید ژله سلطنتی (ژله رویال) متوقف می شود، اما ترشح آنزیم گلوکز اکسیداز ادامه دارد.

چنانچه سؤالی در ذهنتان مانده که برایتان مبهم است آنرا در بخش نظرات همین پست برایمان ارسال کنید تا به آنها پاسخ دهیم.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید