آموزش روش های جدید موفقیت در زندگی و کار

7 روش تعیین هدف در زندگی (و رسیدن به آن)

roshd

هر کسی در طول زندگی اش بارها و بارها هدف های مختلفی را برای خودش تعیین می کند. از یک دختر هشت ساله که تصمیم می گیرد فضانورد شود گرفته تا فرد میانسالی که می خواهد وزن کم کند یا کسی که قصد دارد خالکوبی کند؛ همه و همه برای خودشان هدفی تعیین می کنند.

مساله مهم

مساله اینجاست که بعضی ها رسیدن به بعضی از اهدافی که برای خودشان تعیین کرده اند موفق نمی شوند. خیلی ها هم به بیشتر هدف هایشان نمی رسند و ناکام می مانند. به عنوان مثال ممکن است شما هدفتان یاد گرفتن پرواز کردن باشد. خب این هدف با هدف دیگری مثل اینکه چندین سال زمان و هزینه صرف خلبان شدن کنید یا از یک جراح زیبایی بخواهید روی شانه هایتان بال قرار دهد خیلی فرق می کند!

یادتان باشد که با تعیین اهداف اشتباه، از همان روز اول خودتان را برای شکست آماده می کنید! اگر هدفتان بیش از اندازه سخت، غیر قابل محاسبه یا مبهم و بی معنی باشد هیچ وقت به آن نمی رسید. بنابراین ساده ترین راه، تعیین اهداف درست و صحیح است؛ یعنی اهدافی که در زندگی شغلی و شخصی مان قابل دستیابی و رسیدن باشند.

با این تکنیک های ساده، یک بار و برای همیشه پرانگیزه و موفق بمانید!

گاهی اوقات شاید لازم باشد هدف های کوچک زیادی را تعیین کنید تا یک هدف بزرگ را رقم بزنید؛ اما حداقلش این است که امیدوارید در نهایت و مرحله به مرحله به آن هدف بزرگ می رسید. حالا بیایید ببینیم چطور باید اهداف درستی را برای خودمان تعیین کنییم؟

چرا تعیین هدف در زندگی ما مهم است؟

تعیین هدف در زندگی شغلی و شخصی ما اهمیت زیادی دارد. حتی اگر در جلسه بررسی سالانه شرکت در پایان سال هم نشسته باشید، به احتمال زیاد چیزهایی در ذهنتان وجود دارد که دلتان می خواهد در آینده به آنها برسید. پس چه بهتر که با رویکردی آگاهانه و موثر اهدافتان را تعیین کنید تا شانس رسیدن به آنها بیشتر شود.

تعیین هدف مزایایی دارد که برخی از آنها شامل موارد زیر می شوند:

  • اهداف شما به شما جهت می دهند و کمکتان می کنند تا تصمیم بگیرید: اگر هدف شما خلبان شدن است، کاملا واضح است که بین دانشکده علوم و فنون هوایی و دانشگاه هنر کدام را باید انتخاب کنید. یا مثلا اگر قصد کاهش وزن دارید می دانید که بین مک دونالد و سالاد خانگی کدامشان به هدف شما مرتبط است. در واقع آگاهی از هدف، تصمیم گیری را خیلی راحت تر می کند. داشتن هدف حتی در شرایطی که هیچ ایده ای وجود ندارد به شما کمک می کند تا مسیرتان را پیدا کنید و در جهت درستی قدم بگذارید، نه اینکه فقط از یک شاخه به شاخه دیگر بپرید.
  • هدف ها شما را در مسیر پیشرفت قرار می دهند: اگر هدفتان کاهش وزن است، می توانید به عقب برگردید و ببینید مثلا طی این چند ماه 5 کیلو وزن کم کرده اید و الان هم در رژیم هستید و دو ماه دیگر به نیمه راه می رسید و همینطور مسیر پیشرفت را برای خودتان ترسیم کنید. با تعیین هدف، نه تنها رسیدن به چیزی که می خواهید راحت تر می شود، بلکه می توانید روند پیشرفتتان را هم مشاهده کنید.
  • پیشرفت شما باعث ایجاد انگیزه شگفت انگیزی در شما می شود: هر بار که در رسیدن به هدفی موفق می شوید، انگیزه ای برای ادامه کار، تلاش بیشتر و رسیدن به اهداف دیگر پیدا می کنید. وقتی احساس خستگی و بی حوصلگی می کنید و نمی دانید دقیقا چه کاری باید انجام بدهید می توانید خودتان را در حالی که در کابین خلبان هواپیمای 747 نشسته اید و فرود می آیید تجسم کنید.

نکته ای که باید به آن توجه کنید این است که تمام این مواردی که گفتیم فقط درباره اهداف درست و اصولی صدق می کند. اگر هدف اشتباه و نادرستی تعیین کنید تنها چیزی که عایدتان می شود شکست های پی در پی است. حالا سوال اینجاست که چه چیزهایی باعث می شوند هدف خوب و درستی تعیین کنیم؟

عوامل هدف گذاری درست و اصولی

1- با استفاده از روش اسمارت (SMART) اهدافتان را تعیین کنید

یک هدف خوب، SMART است. SMART مخفف کلمات انگلیسی Specific (مشخص) ، Measurable (قابل اندازه گیری) ، Achievable (دست یافتنی) ، Relevant (مرتبط) و Time-Constrained (زمان دار) است. حالا بیایید هر کدام از این موارد را یکی یکی بررسی کنیم:

  • مشخص (Specific): هدف شما باید کاملا مشخص و معین باشد. مثلا “کسب درآمد زیاد” به عنوان یک هدف، بی فایده است. اگر می خواهید درآمدتان را افزایش بدهید، باید یک هدف کاملا خاص و واضح را برای رسیدن به آن در نظر بگیرید؛ مثلا بگویید: “می خواهم نویسنده شوم تا پول زیادی دربیاورم”. تا جایی که ممکن است باید هدفتان کاملا مشخص و واضح باشد.
  • قابل اندازه گیری (Measurable): هدف شما باید قابل سنجش و اندازه گیری باشد تا بتوان میزان موفقیت و شکست در آن را مشخص کرد. “کاهش وزن” هدف خاص و مشخصی است ولی خیلی قابل سنجش نیست. باید مشخص کنید دنبال چه میزان کاهش وزن هستید؟ 4 کیلو یا 8 کیلو؟ هر دوی اینها از نظر فنی هدف کاهش وزن محسوب می شوند؛ ولی اگر هدف قابل سنجش ساده تری را برای خودتان مشخص کنید، پیگیری روند پیشرفت و موفقیت برایتان راحت تر می شود.
  • دست یافتنی (Achievable): هدف شما نباید محال باشد! مثلا اگر هنوز دانش آموز هستید نمی توانید بگویید تا ماه دیگر باید خلبان شوم! هدفتان باید قابلیت رسیدن و دستیابی را داشته باشد. اهدافی را تعیین کنید که می توانید از پسشان بربیایید؛ مثلا سعی نکنید در عرض دو هفته 10 کیلو وزن کم کنید، در عوض ماهی 4 کیلو کم کنید تا به وزن دلخواهتان برسید.
  • مرتبط (Relevant): هدف شما باید با اهداف دیگرتان مرتبط باشند؛ مثلا اگر می خواهید خلبان شوید، اول باید در آزمون ورودی دانشکده علوم و فنون هوایی قبول شوید. اهداف کوچک شما باید در یک راستا باشند تا به هدف نهایی برسید.
  • زمان دار (Time-Constrained): هدف شما نباید مبهم باشد، در واقع باید زمان خاصی برای رسیدن به آن مشخص کنید. مثلا اگر قرار است حجم عضلاتتان را زیاد کنید، همیشه می توانید به خودتان بگویید از فردا این کار را شروع می کنم؛ ولی اگر بگویید تا آخر این ماه باید 2 کیلو عضله اضافه کنم، آن وقت کاری که امروز می کنید، موفقیت یا عدم موفقیت شما را تعیین می کند. سعی کنید یک بازه زمانی مشخص برای رسیدن به اهدافتان مشخص کنید؛ مثلا تا آخر این ماه، تا آخر سال، تا هفته آینده و …

2- حواستان به اهداف نتیجه محور باشد

مفهوم مهم دیگری که در تعیین اهداف باید به آن توجه داشته باشید تفاوت بین اهداف نتیجه محور و فرایند محور است. هدف نتیجه محوری هدفیست که نتیجه مشخصی داشته باشد؛ مثلا من می خواهم امسال در دانشگاه مورد علاقه ام قبول شوم. در نگاه اول این هدف کاملا طبق روش اسمارت و درست به نظر می رسد ولی رسیدن به چنین هدفی تحت تاثیر عوامل خارجی زیادی است.

بیایید نگاه دقیق تری به این هدف بیندازیم: می خواهم امسال در دانشگاه مورد علاقه ام قبول شوم؛ اما درباره اینکه آیا می توانم یا نه حرف های زیادی برای گفتن هست. هزاران داوطلب دیگر هم هستند که ممکن است خیلی بهتر از من باشند و به جای من پذیرفته شوند. من می توانم خیلی خوب درس بخوانم و مطمئن باشم که قبول می شوم ولی در عین حال عوامل دیگری هم هستند که ممکن است شانس قبولی من را تحت تاثیر خودشان قرار بدهند.

در مقابل، اهداف فرایند محور به جای تمرکز روی نتیجه، روی مواردی که باید انجام بدهید تا به هدفتان برسید متمرکز می شوند. به عنوان مثال، اگر می خواهید امسال در دانشگاه مورد علاقه تان قبول شوید باید دنبال کارهایی بگردید که شما را به این هدف نزدیک می کنند.

چرا باید برنامه ریزی کنیم؟ نحوه برنامه ریزی برای رسیدن به هدف

اگر هزاران داوطلب وجود دارند که ممکن است بهتر از شما باشند، دنبال این باشید که داوطلبانی که قبلا در این دانشگاه قبول شده اند چه کرده اند؟ به سبک و شیوه مشابه با آنها درس بخوانید و این فرایند را جلو ببرید. به این ترتیب هدف شما نه تنها اسمارت است بلکه تحت کنترل خودتان هم است. با انجام کارهایی که شانس رسیدنتان به هدف را بالا می برند، احتمال موفقیتتان را بیشتر می کنید.

البته این مساله به این معنا نیست که اهداف نتیجه محور کاملا اشتباه هستند؛ ما فقط خواستیم توضیح بدهیم که فرق بین این دو چیست. اهداف نتیجه محور معمولا متکی به عوامل خارجی هستند؛ مثلا اگر چهار نامزد عالی برای شغل مدیر عامل وجود داشته باشد، سه نفر از آنها رد می شوند. ممکن است شما هم بهترین باشید ولی به این شغل نرسید. با این که اهداف نتیجه محور معمولا بیشترین انگیزه را در شما ایجاد می کنند؛ اما شما به اهداف فرایند محور هم نیاز دارید.

3- برای خودتان اهداف بلند مدت و کوتاه مدت تعیین کنید

همه هدف هایی که ما برای خودمان تعیین می کنیم مختص یک بازه زمانی مشابه نیستند. بعضی اهداف هستند که تصمیم می گیرید در عرض یکی دو هفته یا چند ماه آینده به آنها برسید. از طرف دیگر هدف هایی هم هستند که با خودتان می گویید باید قبل از مرگ آنها را محقق کنید.

به طور کلی اهداف به موارد زیر تقسیم می شوند:

  • کوتاه مدت (کمتر از یک سال)
  • میان مدت (یک تا پنج سال)
  • بلند مدت (بیشتر از پنج سال)

مسلما وقتی پای بازه زمانی وسط می آید، ابهامات زیادی در خصوص تعیین هدف ایجاد می شود. در واقع نحوه تعیین هر هدف به این بستگی دارد که می خواهید در چه بازه زمانی به آن دست پیدا کنید. اگر قصد دارید درآمدتان را طی پنج سال آینده به صد هزار دلار در سال برسانید، عملکرد شما با وقتی که قرار است همین امسال به این هدف برسید متفاوت خواهد بود.

به طور کلی، اهداف کوتاه مدت اغلب جزئی از یک هدف بلند مدت هستند؛ بنابراین شما باید در تعیین اهداف کوتاه مدتتان سختگیرانه عمل کنید. داشتن اهداف بلند مدت نامشخص و مبهم که خیلی هم از روش اسمارت پیروی نمی کنند مشکل زیادی ایجاد نمی کند؛ اما شما به هیچ وجه نباید اهداف کوتاه مدت بی معنی و مبهمی داشته باشید.

7 نکته برای تعیین اهداف شخصی و شغلی

حالا که با مفاهیم اصلی و اساسی هدف گذاری آشنا شدید بهتر است که به بررسی عملی این مساله بپردازیم و ببینیم چطور باید هدف های درستی برای خودمان تعیین کنیم:

1- اهدافتان باید تا جایی که ممکن است مشخص، قابل اندازه گیری، دست یافتنی، مرتبط و زمان دار باشند. اشکالی ندارد که در یکی دو زمینه برخی موارد را نادیده بگیرید اما در همه اهدافتان نه.

2- مهم ترین ویژگی یک هدف اسمارت (SMART)، دست یافتنی بودن آن است. اگر اهدافی که تعیین می کنید فراتر از توانایی تان باشند هیچ وقت به آنها نمی رسید و انگیزه تان را هم از دست می دهید.

البته این مساله به این معنی نیست که فقط باید اهداف ساده و راحت را انتخاب کنید. معنی اش این است هدفی را تعیین کنید که در راستای توانایی و میزان تلاش های شما باشد و بتوانید بالاخره یک روز به آن برسید. مثلا اگر قرار است نویسنده شوید، هدفتان را نوشتن 10 هزار کلمه در هفته قرار ندهید، بلکه تصمیم بگیرید هزار کلمه در هفته بنویسید. به این ترتیب می توانید به هدفتان برسید.

لیست جامع 100 هدفی که قبل از مرگ باید به آنها رسید

3- اینکه چند هدف نتیجه گرا داشته باشید مشکلی نیست ولی اهداف فرایند گرا بهتر هستند چون روی شکست و موفقیتتان کنترل صد در صدی دارید. بهترین کار این است که اهداف بزرگتان را نتیجه گرا انتخاب کنید و سپس اهداف کوچکتری برای هموار کردن مسیر هم انتخاب کنید.

4- موقع تعیین اهدافتان، چارچوب زمانی را در نظر داشته باشید. اهداف کوتاه مدت باید بیشتر و دقیق تر از اهداف بلند مدت مورد بررسی قرار بگیرند. علاوه بر این باید اهداف بلند مدتتان را به هدف های کوچکتر تقسیم کنید؛ مثلا اگر می خواهید خلبان بشوید اول باید آزمون بدهید، بعد وارد دانشگاه شوید و بعد فارغ التحصیل شوید. همه چیز را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید تا انجام آنها برایتان راحتت تر شود.

5-تعیین اهداف محدود به عملکرد شخصی. وقتی به طور مستمر به دلایلی که از عهده شما خارج هستند، نتوانید به هدف خود برسید، کاملا روحیه خود را از دست می دهید. بنابراین، توصیه می شود اهدافی را تعیین کنید که به طور خاص بتوانید آن ها را کنترل کرده و پیش ببرید. اگر اهداف شما بر اساس عملکرد شما باشند، شانس موفقیت شما افزایش می یابد زیرا تمام پارامترهایی که مسئول موفقیت شما هستند می توانند در مرزهای تعیین شده خودتان کنترل شوند. این دستاوردها شما را با رضایت و انگیزه بسیار زیادی رو به رو می کنند.

6-کوتاه کردن اهداف(بازه زمانی و عملکردی). کوچک کردن اهداف، معمولا برای اهداف بزرگ و بلندمدت بسیار مناسب است. اهداف بلند مدت خود را به چندین هدف کوتاه مدت تقسیم کنید زیرا اهداف بلند مدت ما ممکن است به تدریج مبهم و غیر اختصاصی شوند. اهداف کوتاه مدت احتمالا بیش تر قابل دستیابی هستند. تبدیل اهداف بلند مدت به چندین هدف کوتاه مدت به طور مداوم ایجاد انگیزه می کند زیرا تحقق اهداف کوتاه مدت برای دستیابی به موفقیت به زمان کم تری نیاز دارد.

معرفی و دانلود 10 تااز بهترین پادکست های انگیزشی

دستیابی به این اهداف همیشه آسان تر از دستیابی به اهداف بلند مدت است و دستیابی مداوم به اهداف کوتاه مدت به ما کمک می کند تا با انگیزه تقویت شده برای رسیدن به هدف بلند مدت خود، در مسیر درست قرار بگیریم. اهداف کوتاه مدت میتواند پله ای برای اهداف بلند مدت باشند و فرصت های بیش تری را برای دستیابی به موفقیت فراهم می کنند.

7- اولویت بندی اهداف. همیشه باید اهداف خود را با گفتاری مثبت بیان کرد. در حالی که هدف خود را تعیین می کنید، باید با قرار دادن بازه های زمانی خاص، شرایط و سرمایه گذاری ها را برای اندازه گیری موفقیت خود بسنجید. هنگامی که چندین هدف را ذکر کردید، آن ها را اولویت بندی کنید. زیرا این کار به شما کمک می کند تمرکز خود را به اهدافی معطوف کنید که ترجیح بیشتری در لیست شما دارند.

8-مشخص کردن مسیر اهداف. شاید با یک ضرب المثل بسیار قدیمی آشنا باشید که می گوید: “هزار مایل با یک قدم شروع می شود.” برای شروع سفر خود برای رسیدن به هدف، اولین قدمی که نقش محوری ایفا می کند برنامه ریزی است، برنامه ریزی به عنوان قدم اول میتواند چشم انداز یک نتیجه خوب را به همراه داشته باشد. اولین هدف شما می تواند ارزیابی خود از نقاط قوت و ضعف، برنامه ریزی و تجزیه و تحلیل چالش هایی باشد که باید در مسیر خود با آن ها رو به رو شوید. تحقیق عمیق در مورد چگونگی رسیدن به هدف خود و غیره نیز می تواند گزینه های دیگر باشند.

نکات مهم تعیین هدف (اینفوگرافی)

چشم پوشی از اهداف، مساله ای کاملا طبیعی است

یادتان باشد قرار نیست هر هدفی که در نوجوانی داشته اید را تا پایان عمر ادامه بدهید. به عنوان مثال ممکن است در نوجوانی یا کودکی دوست داشتید خلبان بشوید؛ اما وقتی بزرگ شدید متوجه شدید خیلی هم به این رشته علاقه ندارید. اینکه در جوانی یا نوجوانی هدفی برای خودتان تعیین کرده باشید لزوما به این معنا نیست که نمی توانید و نباید آن را تغییر بدهید.

به هر حال همه ما در زمان های مختلف دچار تغییرات و تحولاتی می شویم که روی نحوه تفکر و تصمیم گیری مان تاثیر می گذارند. علاوه بر این اگر متوجه شده اید هدفی که مدتی پیش خود را تعیین کردید فراتر از حد توان شماست، آن را دوباره ارزیابی کنید. شاید الان توانایی رسیدن به این هدف را ندارید یا شاید به اندازه کافی انگیزه تلاش برای آن را ندارید. همیشه یادتان باشد یک عمل، از صد حرف بیشتر ارزش دارد. هر چقدر هم که اهدافتان جذاب و جالب باشند تا وقتی عملی نشوند هیچ فایده ای ندارند. پس هدف هایی تعیین کنید که می دانید می توانید به آنها برسید.

100 روش برای تقویت مغزتان و حل راحت تر مسائل

هدف گذاری خوب و درست، قسمت راحت و ساده ماجراست. بخش سخت و دشوار کار، رسیدن به هدف مورد نظر است. تصمیم گرفتن برای اینکه دو بار در هفته و هر بار دو کیلومتر پیاده روی کنید کار راحتیست، اما عمل کردن و محقق کردن هدف بخش اصلی و چالش برانگیزیست که باید از پس آن بربیایید.

پایین-درآمدزایی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا